تكنيكهاي بهينهسازي در فضاي نانومحاسبات
|
تكنيكهاي بهينهسازي، چه در فضاي رياضيات پيوسته و چه در فضاي رياضيات گسسته، اثري عميقي بر طراحي مهندسي گذاشته است. در اين مقاله اثر تكنيكهاي بهينهسازي در مقابله با فضاي نانومحاسبات را در پنج حوزه: |
|
| پنج حوزة فوق را در شكل زير ملاحظه ميكنيد: |
|
|
|
|
مفاهيم فيزيكي PES: |
|
|
| علامت مشتق دوم براي افتراق ميان MAX و MIN بكار ميرود. Min روي PES داراي مقدار ويژه مثبت است (فركانسهاي ارتعاشي). MRX يا نقاط زيني (نقاط زيني نقاطي هستند كه داراي جهت MAX از يك جهت و داراي جهت Min از سوي ديگر هستند) داراي يك يا بيشتر فركانس منفي ميباشد. مفاهيم فوق را در شكل زير ملاحظه ميكنيد. |
|
|
الگوريتمهاي كمينهسازي انرژي: |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| ** تاريخچه جستجو براي نقاط Min را با روش سريعترين نزول تركيب ميكند و با استفاده از اطلاعات مشتق دوم خط سير كمينهيابي را هدايت ميكند. ** روشهائي كه در اين گروه قرار ميگيرند عبارتند از: Fletcher-Reeves"" ،""Davidon- Fletcher- Powell و روش "Polak-Ribiere" |
|
|
|
| * "Hessian" تعيين كننده خط سير كمينهيابي است. * پيچيدگي محاسبات افزايش مييابد اما اين روش سريعتر و قابل اعتمادتر است به ويژه در همسايگي نقاط كميته. *"Quasi-Newton" و ""Newton-Raphson و بلوك قطري "Newton-Raphson" |
| روشهائي براي موقعيتيابي بيشترين كمينه: |
|
| مفاهيم حداقل سطح انرژي |
|
| مدلسازي انتقال فاز (حالت گذار): |
| "حالت گذار" يك حالت ايستا است كه در آن مشتق دوم انرژي نسبت به مختصات واكنش منفي است در حالي كه مشتق دوم در ساير جهات مثبت است. به بيان ديگر، "نقطة حالت گذار" بالاترين نقطه، درسرتاسر مسير حداقل انرژي، ميان واكنشپذيرهاو محصولات، است. از نقطه نظر محاسبات فركانسي، بر روي يك نقطة گذار فقط و فقط يك فركانس منفي وجود دارد. مدلسازي "انتقال فاز" مشكل است. زيرا: |
|
| * اطلاعات اندكي نسبت به هندسة (TS) داريم. اغلب آنچه داريم مبتني بر محاسبات است. حدس زدن هندسة TS مشكل تر از حدس زدن هندسه يك ساختار ايستا است. |
| روشهاي مختلط: بهترين روشهاي محاسباتي موجود |
|
| روش حدس زدن هندسة TS: |
|
| در شكل زير روشهاي LST و QST را به صورت شماتيك نشان دادهايم. |
|
|
| تطبيقپذيري يك TS حدسي: |
|
منبع:http://www.nano.ir
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 2:33  توسط علیرضا رضائی
|






