در سال 1995، خبرهايي منتشر شد مبني بر اينكه روسها يك موشك زيرسطحي غيرهدايت شونده توسعه داده اند كه سرعت آن به طور فوق العاده اي از سرعت موشك هاي دیگر این رده بيشتر است و هيچ نمونه مشابه غربي نيز ندارد. از همان هنگام از اين موشك با عنوان اشكوال، در منابع نام برده شد. ويژگي مورد توجه اين موشك سرعت فوق العاده بالاي آن در نزديك شدن به هدف است كه عملاً شانس زيادي براي شناورهاي سطحي و زيرسطحي براي فرار از اين موشك باقي نمي گذارد.
اين موشك را مي توان در دسته اژدرهاي روسي كلاس BGT طبقه بندي نمود. اين سيستم تسليحاتي احتمالاً در اوايل دهه 90 ميلادي طراحي شده و به توليد رسيده ودر سال 1995 كه علني شده چندين سال از به خدمت گرفته شدن آن مي گذشته است.
آغاز كار بر روي اين سيستم تسليحاتي به دهه 1960 ميلادي برمي گردد. درآن زمان به موسسه تحقيقاتي NII-24 به سرپرستي ميخائيل مركولوف، ماموريت داده شد تا براي مقابله با زيردريايي هاي هسته اي دشمن متخاصم، بر روي يك موشك زير سطحي فوق سريع مطالعه كند. اين موسسه بعدها با ادغام در چندين موسسه تحقيقاتي ديگر به سازماني تبديل شد كه اكنون «گروه توليدات علمي Region» خوانده مي شود. تحقيقات گسترده اين مجموعه تحقيقاتي بر روي مسئله «كاويتاسيون» باعث شد تا اين مجموعه بتواند به ساخت موشكي فوق سريع و منحصر به فرد دست بيابد.
مدل اوليه موشك اشكوال، غيرهدايت شونده بود كه به نظر مي رسد يك ضعف براي اين موشك محسوب مي شود. گرچه اين ويژگي، موشك را از خطر جم شدن (Jamming) مصون نگه مي دارد. با اين وجود روس ها اعلام كرده اند كه مدل هدايت شونده اين موشك را نيز توسعه داده اند كه براي اين منظور پس از آنكه مسيري را با سرعت زياد طي نمود، سرعت خودرا كاهش مي دهد تا موقعيت هدف را شناسايي و به سمت آن، مسير خود را تصحيح نمايد (هدايت آشيانه يابي).
پس از سال 1995، كه روس ها در نمايشگاه دفاعي ابوظبي مدل غيرهدايت شونده اشكوال را به نمايش درآوردند كار را بر روي توسعه يك مدل پيشرفته تر از اين موشك ادامه دادند كه اولاً از سرجنگي غيرهسته اي (معمولي) برخوردار بود و هم قابليت هدايت و رديابي هدف را داشت و بدين ترتيب به نحو قابل ملاحظه اي كارايي آن نسبت به مدل بيشين افزون تر بود. روسها اولين بار اين مدل را در سال 1998 آزمايش كردند.
شركت سازنده اين موشك، مدلی صادراتي از آن را نيز توسعه داده و آن را اشكوال اي نامگذاري كرده است. روسيه اين موشك را در نمايشگاه دفاعي ابوظبي در سال 1999 عرضه كرده و بازاريابي آن را آغاز نمود. اين مدل به گونه اي است كه پيش از پرتاب آن لازم است تا موقعيت هدف و سرعت و جهت حركت آن به اتوپايلوت (سيستم كنترل خودكار) موشك داده شود.
پس از آن موشك پرتاب شده و به عمق بهينه خود مي رود. سپس موتورها را روشن كرده و به سمت هدف روانه مي شود. نكته قابل توجه در اين مدل آن است كه اين مدل مجهز به سيستم هدايت آشيانه ياب نيست. سرجنگي پرقدرت اين موشک بسيار پرقدرت است و طبق برآورد مقامات نظامي فدراسيون روسيه، 2 فروند از اين موشکهاي مي تواند يک ناو هواپيمابر در کلاس Nimitz را غرق کند.
امريكايي ها در سال 2000 تلاش كردند تا با استفاده از عوامل امنيتي و جاسوسي خود به تكنولوژي و اطلاعات اين موشك دست پيدا كنند. ماجرا از اين قرار بود كه در آوريل سال 2000 ميلادي سرويس امنيتي فدرال روسيه يك بازرگان آمريكايي به نام پوپ را دستگير و متعاقب آن اعلام نمود كه فرد مزبور تلاشهايي در جهت سرقت اطلاعات محرمانه علمي از روسيه داشته است. وي كه افسر بازنشسته نيروي دريايي بود عمده تلاش خود را بر روي دستيابي به اطلاعات مربوط به تسليحات درياپايه متمركز كرده بود.
اندكي بعد سرويس امنيتي روسيه اعلام كرد كه پوپ تلاش كرده تا به نقشه هاي موشك اشكوال دست پيدا كند و وي در حالي دستگير شده كه در يك جلسه غيررسمي با يك دانشمندان روسي كه در ساخت اين موشك سهيم بوده ملاقاتي داشته است.
بلافاصله پس از دستگيري پوپ شخص ديگري به نام «دانيل هاوارد كيلي» در روسيه بازداشت شد. كيلي در آن زمان رئيس يك مركز تحقيقاتي در آمريكا بود كه سالهاي متمادي در زمينه توسعه اژدرهاي متفاوت فعاليت داشت. طبق ادعاي منابع امنيتي روسيه پروفسور كيلي به مسكو آمده بود تا براي گرفتن اسناد «اشكوال» به «پوپ» مشاوره فني دهد.
اظهارات كيلي به عنوان شاهد مورد استفاده روسها قرار گرفت و وي پس از اثبات ادعاي منابع امنيتي روسيه به آمريكا بازگردانده شد. پوپ پس از 8 ماه حبس و با وجود محكوم شدن به 20 سال حبس با نظر مساعد «ولاديميرپوتين» به خاطر ملاحظات انساندوستانه آزاد شد. وي مبتلا به سرطان استخوان بود.
منابع امنيتي ايالات متحده ادعا كرده اند كه موشك اشكوال مدل اوليه كه از سرجنگي هسته اي بهره مي گيرد يك موشك انتحاري است. چرا كه هم هدف و هم زيردريايي كه موشك از آن شليك مي شود با هم از بين مي روند. البته روسها اين ادعا را رد كرده اند با استناد به اين موضوع كه ساختار دوجداره مستحكم زيردريايي هاي روسي توانايي تحمل موج فشاري شديد ناشي از انفجار هسته اي زير آب را دارد.
مشتريان:
طبق گفته منابع روسي، در اواسط دهه 50 ميلادي حدود 40 فروند از اين موشك از نوع صادراتي آن (اشكوال-اي) با سرجنگي متعارف به چين تحويل داده شد.
مدلهاي مختلف موشك اشكوال
الف-مدل اوليه:
اين مدل همانطور كه گفته شد غيرهدايت شونده است. از سرجنگي هسته اي برخوردار بوده و بردي در حدود 16(؟) كيلومتر دارد.
ب-مدل بهبود يافته:
اين مدل همان مدل اوليه است كه از سرجنگي متعارف درآن استفاده شده و سيستم هدايت بر روي آن نصب شده است.
ج-اشكوال-اي:
مدل صادراتي موشك اشكوال كه به جاي سيستم هدايت از يك اتوپايلوت بهره مي گيرد و لازم است قبل از شليك، موقعيت، سرعت و جهت حركت هدف به آن داده شود. اين مدل داراي سرجنگي معمولي بوده و مشخصات فني آن در قسمت مشخصات فني موشك در همين نوشتار آمده است.
مدلهاي ديگر:
اطلاعات بسيار اندكي از ادامه تحقيقات بر روي اين موشك تاكنون منتشر شده است. شايعات، سرعت اين موشك را حتي تا 720 كيلومتر بر ساعت نيز عنوان مي كنند و حتي برخي منابع برد مدل بهبود يافته اين موشك را تا 100 كيلومتر نيز ذكر نموده اند. به هرحال اطلاعات رسمي و منتشر شده اي در اين رابطه موجود نيست.
مشخصات فني موشك:
اشكوال يك موشك زيرسطحي سوخت جامد است كه با بهره گيري از پديده سوپركاويتاسيون قادر است با سرعتهاي بسيار بالايي (3 تا 4 برابر اژدرهاي معمولي) به سمت هدف روانه شود.
اين موشك با توليد حبابهاي بخار كه از نوك دماغه و پوسته خود خارج مي كند لايه اي از گاز در اطراف خود شكل مي دهد و بدين ترتيب خود را از تماس مستقيم با آب و پساي قابل ملاحظه ناشي از آن دور مي كند.
اين موشك قابليت پرتاب از روي شناور و يا زيردريايي در عمق 100 متري را دارد. با سرعت حدود 50 نات (93 كيلومتر بر ساعت) كپسول پرتاب خود را ترك مي كند. با فرو رفتن در آب و رسيدن به عمق مناسب، موتور خود را روشن كرده و به سمت هدف راهي مي شود.
از چالش هاي فني توسعه چنين موشكي مي توان به كاويتاسيون اشاره نمود كه لازم است ميزان حبابهاي كاويتاسيون براي حفظ و پايدار نگهداشتن لايه گاز اطراف موشك ونيز رسيدن به كمترين پسا كنترل شود. در همين رابطه توجه به تداخل گازهاي خروجي از راكت و نيز سطوح كنترل موشك با لايه گاز ايجاد شده در اطراف آن، پيچيدگيهاي اين مساله را روشن تر مي سازد. به ويژه زمان شروع به كار موتور و شرايط گذار (Transision) ناشي از آن از اين حيث قابل توجه است.
سيستم هدايت چنين موشكي نيز با چالشهاي خود روبرو است. تغيير محيط سيال اطراف موشك، شكست امواج و نيز سرعت خودموشك از مواردي است كه هدايت آن را با مشكلات عديده اي مواجه مي سازد.

زماني كه فشار روي سطح كم فشار يك ملخ كه در حال چرخش در آب است از حدي پايين تر مي رود يك فضا ي خلائي شكل مي گيرد كه البته اصطلاحاً خلاء گفته مي شود و در عمل خلاء كامل نيست. بلكه در اين ناحيه فشار نسبت به فشار محيط كمتر مي شود. در اين ناحيه به جاي آب، بخار آب دماغه و پوسته اين موشك به بيرون تزريق مي شود وبدين ترتيب موشك همواره در حبابي از بخار آب حركت مي كند كه روشن است در اين صورت پساي بسيار كمتري را به همراه خواهد داشت. اين ايده اصلي بسيار ساده به نظرمي رسد ولي به خصوص هنگامي كه موشك قرار باشد تغيير مسير دهد يا در معرض امواج قرا رگيرد و يا هنگامي كه موتور روشن مي شود وهنوز به وضعيت پايدار نرسيده حفظ اين حباب به شكلي پايدار كه از اثرات تداخل كمترين تاثير را بپذيرد كار ساده اي نيست.

----------------------------------------------------------------------
● منبع: russiannews.ru
در خلال عملياتهاي حفاظ صحرا و توفان صحرا، نيروي دريايي آمريكا، 288 فروند موشك كروز توماهاوك را به سمت اهدافي در خشكي پرتاب كرد كه هشتاد درصد اين پرتابها موفقيتآميز بودند.موشك توماهاوك موشكي بسيار دقيق ميباشد؛ به گونهاي كه پس از طي مسافت 1600 كيلومتر، سرجنگيِ 454 كيلوگرمي آن، در برخورد به هدفِ از پيش تعيين شده تنها 3 متر خطا دارد.با توجه به اين مسأله و دقت بسيار بالاي موشكهاي كروز، جمهوري خلق چين، در چند سال اخیر تلاشهايي را براي به دست آوردن فنّـاوري موشكهاي كروز آغاز كرده است.
به علاوه، در طول جنگ خليج فارس در سال 1991، چينيها دريافتند كه استفاده از سلاحهاي نظامي به صورت مستقيم براي ايجاد چالش در مقابل آمريكاييها كارساز نيست. با توجه به اين مسأله، داشتن ذخيرهي موشكهاي كروز، چين را توانا خواهد ساخت تا بدون درگير شدن در كشمكشهاي بزرگ و حساس با ايالات متحده، بر تصميمات اين كشور تأثير بگذارد. همچنين موشكهاي كروز، قابليت اصابت دقيق را براي ارتش چين ايجاد خواهند كرد كه براي چينيها بسيار ارزانتر از تعليم نيروهاي هوايي مدرن تمام خواهد شد. از ويژگيهاي اين موشكها اين است كه به تعمير و نگهداري كمتري نسبت به ناوگان هواپيماي جت مدرن نياز دارند؛ براي اهداف زميني و هوايي مناسبند؛ نسبتاً ارزان و قابل اطمينان بوده و اجزاي آسيبپذير كمتري دارند. استفاده از موشكهاي كروز، بر خلاف هواپيماهاي جت نظامي ريسك سياسي زيادي در بر ندارد. چرا كه در هواپيماهاي نظامي، در صورت به اسارت گرفته شدن خلبان، احتمال لو رفتن اطلاعات و نيز افزايش فشار سياسي دشمن وجود دارد.
تلاشهاي چين براي كسب و به كارگيري موشكهاي كروز، باعث ايجاد اختلال در نظم و توازن قدرت در منطقه خواهد شد. روبرت والپول، افسر اطلاعات ملّي در زمينهي برنامههاي راهبردي و هستهاي، در كنگرهي آمريكا اظهار داشت كه «ممكن است ما نتوانيم در مقابل حملات موشكهاي بالستيك و يا موشكهاي كروز آمادگي لازم را به دست آوريم. در هر صورت توسعهي موشكهاي كروز اهداف زميني، جزء فنّاوريهاي دومنظوره است.»
كسب و بهكارگيري موشك
تكنولوژيهاي موجود در بازار تجاري، بسياري از موانع براي توليد انبوه موشكهاي كروز را از ميان برداشته است. ميتوان گفت كه در حال حاضر بسياري از قطعات استفاده شده در موشك كروز با هواپيماهاي تجاري مشترك هستند. شركتهاي سازندهي بدنهي موشك كروز، همان تكنولوژيهاي ساخت هواپيماهاي سبك را به كار ميبرند. از اين رو كشوري مانند چين كه توانايي ساخت هواپيماهاي سرنشيندار را دارد، به آساني ميتواند موشكهاي كروز را نيز توليد كند. چين همچنين در حال تلاش براي به دستآوردن اين سيستمها از طريق خريدهاي مستقيم و توسعهي بومي است.
خريد مستقيم: بهترين گزينه براي به دستآوردن تكنولوژي موشكهاي كروز، تهيهي سيستم كامل اين موشكها از كشوري ديگر است .مركز اطلاعات هوايي ملّي آمريكا، برآورد كرده كه تا پايان اين دهه، حداقل 9 كشور قادر به توليد موشكهاي كروز اهداف زميني خواهند بود. همچنين برخي از اين كشورها، به دليل كاهش بودجهي صنايع نظاميشان و براي حفظ اين صنعت پيچيده، موشكهاي كروز خود را براي صادرات عرضه خواهند كرد. افزايش سريع فروشندگان موشكهاي كروز باعث خواهد شد كه چين نيز به زودي وارد بازار خريد شده و موشكهاي لازم را از اين طريق كسب كند. موشكهاي خريداري شده قابليت اصابت دقيق و سريع را براي چينيها ايجاد خواهد كرد و همچنين قدرت آنها را در منطقه تثبيت ميكند.
در سال 1989 در اثر بروز برخي حوادث سياسي، فروش نظامي خارجي ايالات متحده به چين قطع شد. از آن پس چينيها به روسيه رو كردند و تلاش نمودند تا سيستمهاي جنگافزاري رايج خود را از اين كشور خريداري نمايند. از همين رو تجهيزات و قواي نظامي چين براي آمريكاييها ناشناخته است. همچنين ارتش آزادي خلق چين استراتژي دِنگ زياپينگ- استراتژي پنهانسازي قابليتها به منظور بيشينه كردن گزينهها در آينده - را تدوين كرد. بنابراين، تشخيص تمام و كمال برنامههاي اكتساب موشك كروز چين نسبتاً مشكل است. هرچند مطبوعات آزاد اظهار كردهاند كه چين موشك مافوق صوت «ماسكيت كا اچ - 41» روسي را كه يك موشك كروز ضد ناو ميباشد، خريداري كرده است.
از قابليتهاي ماسكيت كا اچ - 41، به عنوان موشك كروز ضد ناوِ هوا پرتاب، ميتوان به اين موارد اشاره كرد كه اين موشك، داراي برد 250 كيلومتر بوده و ميتواند با بيش از 2 برابر سرعت صوت (ماخ 2) به ناوها حمله كند؛ حداكثر 200 كيلوگرم بار را حمل كرده و ميتواند مانوري معادل 10 برابر جاذبهي گرانش براي مغلوب ساختن سيستمهاي پدافندي ناوها را به اجرا در آورد. كا اچ - 41 ميتواند سپر موشكي دريايي ايالات متحده را مغلوب سازد و سيستمهاي پدافند ناو را به هم بريزد. اين مسأله، تهديدي جدي براي ايالات متحده است. چرا كه بر اساس پيشبينيها، سپر دفاع موشكي دريايي، نقش كليدي و مهمي را در صحنهي سناريوهاي نظامي آيندهي ايالات متحده ايفا ميكند و از همين روست كه ايالات متحده و ژاپن تلاش زيادي براي توسعهي آن دارند. جنگندهي سوخو-27 و هواپيماهاي رهگير دوربرد سوخو-30 مجهز به كا اچ - 41، به چين اين توانايي را ميدهد تا ناو هواپيمابر ايالات متحده را غرق سازد. در حال حاضر نيروي دريايي ايالات متحده فقط به دفاع در برابر چنين تواناييهايي محدود شده است.
چين همچنين در حال تلاش براي به دست آوردن موشك كروز ضد ناو «كلاب 3 ام 54» روسي است كه ميتواند توسط پرتابكنندههاي عمودي از سطح ناو يا لولههاي پرتاب موشك زيردرياييها پرتاب شود. به علاوه، اين موشك داراي برد 300 كيلومتر است و در سرعت مافوق صوت پرواز ميكند تا به هدف برخورد كند. اگر چين روند به دست آوردن قابليتهاي بيشتر موشكهاي كروز را ادامه دهد، به زودي توانايي تهديد سياسي، نظامي و اقتصادي در تايوان، ژاپن و ديگر كشورها را به دست خواهد آورد.
توسعهي بومي: چين در حال تلاش براي توليد بومي موشكهاي كروز براي حمل محمولههاي متعارف و غيرمتعارف است. توسعهي بومي موشكهاي كروز، كاري زمانبر، تلاشي هزينهبر و از نظر فنّي چالشانگيز است، اما اين فرصت را براي چين به وجود ميآورد تا قابليتهاي فنّي و صنعتي خود را بالا ببرد و بتواند مايهي مباهات و غرور ملّي گردد.
بزرگترين چالش براي توليد موشكهاي كروز، به دست آوردن اجزاي حساس و اساسي اين موشكها است. البته، بسياري از فنّاوريهاي مهمي كه در توليد موشكهاي كروز مورد استفاده قرار ميگيرند، در بازارهاي تجاري موجود هستند و بسياري از اجزاي موشكهاي كروز، قطعات دوكاره (دومنظوره) هستند؛ كه هم كاربرد نظامي و هم كاربرد غيرنظامي دارند. از اين موارد ميتوان به ساختار بدنه، سيستمهاي پيشرانش، و سيستمهاي هدايت در موشكهاي كروز اشاره كرد كه اجزاي اساسي هواپيماهاي تجاري نيز هستند. به دليل آنكه هواپيماهاي سرنشيندار از نظارتهاي صادرات معاف هستند، سيستمهاي ناوبري اينرسي، كنترل پرواز، موتورهاي جت، مواد پنهانكاري، نرمافزارها، و تكنولوژيهاي طراحي شده براي هواپيماهاي نظامي و غيرنظامي ميتواند به راحتي به موشكهاي كروز انتقال يابد.
نبود تخصص در يكپارچهسازي و مهندسي سيستم ميتواند توانايي چين را براي رسيدن به نتايج تكرارپذير در هنگام كار بر روي سيستمهاي پيچيده محدود كند. اگر چه ايالات متحده، براساس توانايياش در يكپارچهسازي سيستمهاي پيچيده، به عنوان پيشتاز در جهان مطرح است، اما كشورهاي ديگري نيز وجود دارند كه اين توانايي را دارا هستند كه اجاره كردن اين سيستمها از آن كشورها كار چندان مشكلي نيست. به عنوان مثال، چين ميتواند از شرايط اقتصادي نامطلوب روسيه سود برده و تخصصهاي فنّي را در ازاي پرداخت وجوه قابل توجهي خريداري كند.
از اوايل دههي 1990 در حدود 1500 دانشمند و تكنسين روسي در سازمان دفاع چين مشغول به كار بودهاند. گذشته از اين، ايالات متحده هر سال بيش از 63000 دانشجوي چيني را تربيت ميكند كه بسياري از آنها در رشتههاي مهندسي و علوم مشغول تحصيل هستند..امروزه، عناصر و استعدادهاي لازم براي توليد بومي موشك كروز داراي جايگاهي خاص در چين ميباشد. بر اساس گزارش مركز اطلاعات هوايي ملّي، چين قادر خواهد بود كه در طول اين دهه، انواعي از موشكهاي كروز را توليد كند.
چين، پيش از اين، در سال 1995، برخي از موشكهاي كروز را با كمك روسيه و اسرائيل توسعه داده است. همچنين اين كشور فنّاوري ساخت موشكهاي كروز روسيه را به دست آورد. چين، در اين راستا، تيم طراحي روسيه را كرايه كرد و آن را به شانگهاي برد و با كمك آنها توانست به فنّـاوري كاهش مشخصهي حرارتي و راداري دست يابد. اين مسأله همچنين به طور غير مستقيم سبب توسعهي مواد جاذب رادار در اين كشور شد. اين مواد، مشخصهي راداري موشكها را تا %50 كاهش ميدهند.
چين با كمك صنايع تي.اِي.اِي.اس رژيم صهيونيستي، موشك كروز ضد تشعشع هواپرتاب دليلا را كه 400 كيلومتر برد دارد توسعه داد. اين موشك داراي ظرفيت حمل بار 54 كيلوگرم بوده و خطاي آن كمتر از 91 متر ميباشد. اين موشك كروز ضد رادار ميتواند سايتهاي پدافند موشكي تايوان و رادارهاي هشدار سريع را از كار بياندازد.
علاوه بر اين، چين، در حال توسعهي دو موشك كروز دوربرد است. اولي بر اساس موشك كروز هواپرتاب روسي «كا اچ -65 اس اي» پايهريزي شده است. توان اين موشك توسط موتور توربوفن تأمين ميشود؛ بردي در حدود 600 كيلومتر دارد و ميتواند 410 كيلوگرم بار را حمل كند. «كا اچ - 65 اس اي» به چين كمك ميكند تا به هدايت و ناوبري، طراحيهاي پنهانكار، و موتورهاي با كارايي بالا و پيچيده در حد كيفيت غربيِ آن برسد. اين نوع موشك، با افزايش ظرفيت حمل سوخت ميتواند تا 3000 كيلومتر برد داشته باشد.
گزارشهاي ديگر نشان از آن دارد كه چين، همچنين در حال كار بر روي موشك كروز اهداف زميني با برد 1500 تا 2500 كيلومتر به كمك تكنسينهاي روسي است. اين موشك داراي سيستم ناوبري اينرسي، سيستم موقعيتياب جهاني، و سيستم ناوبري مبتني بر پستي و بلنديهاي زمين براي برخورد به اهداف خواهد بود.
چين فنّـاوريهاي توانافزا را از هر كجا كه بتواند كسب ميكند. به گزارش تايپهتايمز، چين براي به دست آوردن دو موشك كروز توماهاوكِ عمل نكردهي آمريكايي، چندين ميليون دلار به القاعده پرداخت كرده است. اين موشكها درخلال حملهي ناگهاني سال 1998 به اردوگاه آموزش تروريست اسامه بن لادن در افغانستان شليك شده بودند. اگر اين گفته درست باشد، با توجه به توان بالاي چينيها در مهندسي معكوس، مهندسان چيني هماكنون بعضي از تكنولوژيهاي موشك كروز دوربرد امروزي را يافتهاند و احتمالاً به زودي شاهد موشكي نظير توماهاوك در ساختار نظامي چين خواهيم بود.
دومين موشك دوربردي كه چين در حال توسعهي آن است، موشك ضد ناو « واي جِي-83 » است. اين موشك از مشتقات موشك كروز ضد ناو « سي - 802 » ميباشد كه داراي 250 كيلومتر برد بوده و ميتواند هنگام پرواز، اطلاعات هدف را دريافت كند. اين موشك همچنين قادر به پرواز با سرعت مافوق صوت است. اين تواناييها سبب شده تا دفاع در مقابل اين موشك براي ناوها بسيار مشكل باشد. واي جِي-83 اين قابليت را دارد كه بر فراز افق به نيروهاي دريايي ايالات متحده و همپيمانانش حمله كند. متخصصان نظامي چين بر اين عقيدهاند كه واي جِي-83، دوربردترين موشك كروز اهداف زميني در آن گوشهي جهان (شرق دور) است. همچنين مقامات وزارت دفاع بر اين باورند كه واي جِي-83 بخشي از تلاش مستمر چين در توسعهي موشكهاي دوربرد است كه قابليت ضربه زدن به نيروهاي دريايي و مخصوصاً ناوهاي هواپيمابر ايالات متحده را دارد. واي جِي-83 با برد 250 كيلومتر به ارتش آزادي خلق چين اين قابليت را ميدهد كه در جايي خارج از محدودهي سيستمهاي پدافند دريايي ايالات متحده آمريكا پرتاب شود.
از ديگر قابليتهاي واي جِي-83 اين است كه ميتواند از هوا، كشتي، و از لولههاي پرتاب موشك زيردرياييها پرتاب شود. بهعلاوه، جِياچ-7 ميتواند به موشكهاي واي جِي-83 مجهز شود كه هر دوي آنها به صورت بومي توسعه يافتهاند. مجموعهي واي جِي-83 و جِياچ-7، امكان نمايش قدرتي با بيش از 1900 كيلومتر برد را براي ارتش آزادي خلق چين ايجاد ميكند. اين برد، براي عبور از عرض تنگهي تايوان كافي است و ميتواند حمل و نقل تجاري و تأسيسات نظامي تايوان را به خطر بياندازد. اين موشكها معمولاً به كلاهكهاي با قابليت انفجار بالا مجهز شده كه بعد از نفوذ به بدنهي كشتي منفجر ميشوند. موشكهاي كروز ضد ناو تقريباً قويترين سلاحهاي دريايي هستند و استفاده از آنها نيروي دريايي قدرتمندي را براي چين ايجاد خواهد كرد.
موضوع مورد توجه ديگر اين است كه ارتش آزادي خلق چين در نمايشگاه هوايي نوامبر 2002 زوهاي، 25 حامل موشك كروز اچ-6 را به نمايش گذاشت. هر حامل اچ-6 ميتواند به چهار واي جِي-83 مجهز شود. از جمله قابليتهاي ديگر اين حاملها اينكه ميتوانند عمليات شناسايي دريايي را انجام دهند؛ محاصرهي دريايي را اطراف تايوان اجرا كنند و همچنين ميتوانند موشك كروز را هدايت كرده تا به پايگاههاي ايالات متحده در اوكيناوا برخورد كند. آمريكاييها نيز با تجهيزات موجود به آساني نخواهند توانست از پايگاههاي خط مقدم خود در برابر اين تهديدِ ناشي از حاملهاي اچ-6 دفاع كنند. در سوم مارس 2003، پايگاههاي نيروي هوايي ارتش آزادي خلق چين تأكيد كردند كه با حفظ استراتژي اين ارتش - استراتژي «بهترين دفاع، حمله خوب است» - در نظر دارند براي افزايش قابليت تهاجمي چين در مواقعي كه تايوان اظهار استقلال كند، بمبافكنهايشان را به منظور حمل موشك كروز، تغيير دهند.
تلاش چين براي تكثير موشكهاي كروز
چين، همچنين، در نظر دارد تا در راستاي به دست آوردن موشكهاي كروز از طريق خريد مستقيم و توسعهي بومي آنها، جنگافزارهايش را از طريق صادرات و همكاري با كشورهايي كه قصد تبديل موشكهاي كروز ضد ناو (اِي.اس.سي.ام) كوتابرد به موشكهاي كروز اهداف زميني دوربرد (ال.اِي.سي.ام) را دارند بسط و توسعه دهد. اين كشور در همين راستا، موشكهاي كروز خود را به شرق و جنوب آسيا و همچنين به خاورميانه صادر كرده است.
موضوع مورد توجه ديگر اين است كه موشكهايي همچون موشكهاي دوربرد سي-802 و موشكهاي كروز ضد ناو كوتاهبردترِ سي-801، به ايران صادر شده است. در سال 1996، ايران موشكهاي سي-802 را در جزيرهي قشم، در مركز تنگهي هرمز مستقر كرد. از آنجا كه نفت خليج فارس از تنگهي هرمز عبور ميكند، برد موشكهاي سي-802، اين توانايي را به ايران خواهد داد تا بتواند جريان فراوردههاي نفتي جهان را در هنگامي كه كشمكشهايي در آينده رخ دهد، متوقف كند. لازم به ذكر است كه فروش موشكهاي چين، شامل بخش سيستم كنترل نميشود. زيرا چين عضو رژيم تكنولوژي كنترل موشكها، كه يك سازمان داوطلبانه براي پيشگيري از گسترش برخي از موشكهاي كروز و بالستيك است، نميباشد.
كشورهاي كمتر توسعهيافته مشتاقند تا موشكهاي «اِي.اس.سي.ام» را به موشكهاي «ال.اِي.سي.ام» تبديل كنند. زيرا تكنولوژيهاي «ال.اِي.سي.ام» از نظر تجاري دسترسپذيرند. (در سراسر جهان تقريباً 75000 «اِي.اس.سي.ام» وجود دارد) «اِي.اس.سي.ام» و «ال.اِي.سي.ام»ها داراي تكنولوژيهاي شبيه به هم هستند. البته فقط چند تغيير كوچك براي تبديل موشكهاي «اِي.اس.سي.ام» به موشكهاي «ال.اِي.سي.ام» لازم است. موشكهاي كروز اسكيل ورم «اِي.اس.سي.ام» چين (اچ واي-1، اچ واي-2، اچ واي-3، اچ واي-4)، داراي ظرفيت بالا و طراحي آسان، كه قابل مقايسه با «اِي.اس.سي.ام»هاي مدرن مانند اگزوسِت فرانسه هستند، به راحتي ميتوانند به «ال.اِي.سي.ام»ها تبديل شوند.
اگر هدف افزايش برد باشد، تغيير در قدرت توربوجت اچ واي-4، آسانترين راه براي تبديل «اِي.اس.سي.ام» به «ال.اِي.سي.ام» است. اچ واي-4 داراي برد 150 كيلومتر است و ظرفيت حمل بار 500 كيلوگرم را دارد و در ماخ 8/0 در سطح دريا پرواز ميكند. معمولاً بسياري از كشورها، اين موشك را در زرادخانههايشان دارند. كشورهايي كه قصد چنين كاري را دارند به راحتي ميتوانند اچ واي-4ها را با تكنسينهاي فنّي چين، به «ال.اِي.سي.ام» تبديل كنند. تحليلهايي كه توسط مؤسسهي تحقيقاتي «پسيفيك سييِرا» انجام شده است نشان ميدهد كه ميتوان دقت اچ واي-4ها را توسط جايگزيني سيستمهاي الكترونيكي و خلبان خودكار حجيم اچ واي-4، با مجموعههاي هدايت آي ان اس/ جي پي اس جامع، تا كمتر از 100 متر افزايش داد. اين عمل، همچنين فضاي اشغال شدهي داخلي را كاهش ميدهد كه اين به نوبهي خود سبب افزايش ظرفيت سوخت و در نتيجه، افزايش برد موشك ميگردد. لازم به ذكر است كه افزودن دو مخزن سوخت كوچك، برد اچ واي-4ها را تا 700 كيلومتر افزايش ميدهد.
تبديل «اِي.اس.سي.ام»هاي كوتابرد به «ال.اِي.سي.ام»هاي دوربرد عملّي مهم تلقي ميشود. «ال.اِي.سي.ام»هاي با برد 500 كيلومتر، ايران را توانا خواهد ساخت تا تأسيسات بندرگاهي و نفتي را در منطقهي خليج فارس هدف قرار دهد. همچنين، با برد 700 كيلومتر، كره جنوبي ميتواند اهدف كليدي را در ژاپن مورد حمله قرار دهد. البته چينيها فقط به فكر انتقال اين موشكها نيستند و مهارت و تخصصي كه در اين زمينه به دست ميآيد برايشان اهميت دارد؛ انجام چنين كاري كشورهايي مانند ايران و كرهي جنوبي را توانا خواهد ساخت تا موشكهاي كروز پيشرفتهتر را به صورت بومي توليد كنند. اين تلاشها، قدرت ايالات متحده را در مناطق مختلف جهان به چالش خواهد كشيد و مداخلهي اين كشور را در كشمكش تنگهي تايوان، دشوارتر خواهد كرد.


● منبع: avia
موشك به همان آسانی كه در جو كار میكند ، در فضای ماورای جو هم كار میكند اما در ماورای جو ، پیشرانش موشك به علت فشار گازهای داغ در برخورد با جو نیست ، بلكه بر اثر واكنش در برابر كنش است. وضعیت موشك در این حالت مانند وضعیت كسی است كه در وسط یك زمین یخ زده بسیار لغزنده قرار گرفته است. او هر چقدر هم كه دست و پا بزند ، از جایش تكان نخواهد خورد. اما اگر بر حسب اتفاق تعدادی كیف یا چمدان كوچك به همراه داشته باشد میتواند برای حركت كردن از آنها استفاده كند. اگر او كیف ها را یكی پس از دیگری در جهت معینی پرتاب كند ، به آهستگی در جهت مخالف شروع به حركت خواهد كرد.
در موشكهای ابتدایی ، مانند آنهایی كه چینیان ابداع كرده بودند ، از سوخت جامد _ باروت _ استفاده میشده است. هنگامی كه جرقهای به باروت زده شود ، این سوخت جامد انرژی خود را به صورت یك انفجار آزاد میكند. پیشرفت در طرح و ساخت موشكهای قرن حاضر ، بیشتر معطوف به استفاده از سوختهای مایع بوده است. از این نوع سوختها در مقایسه با وزن مساوی از سوخت جامد نه تنها انرژی بیشتری آزاد میكنند ، بلكه بهتر هم قابل كنترل هستند.
در موشكی كه با سوخت مایع كار میكند ، سوخت نخواهد سوخت مگر اینكه با یك اكسیدكننده مخلوط شود. برخلاف یك هواپیمای جت موشك نمیتواند همیشه اكسیژن مورد نیاز سوختش را از جو تامین كند (چون به ارتفاعهای خیلی بالایی میرود كه غلظت اكسیژن حتی به صفر میرسد) ، بنابراین باید اكسیژن مورد نیاز را با خو ببرد. سوخت و اكسیدكننده را در مخازن جداگانه ذخیره و حمل میكنند و در هنگام احتراق آنها را در محفظه احتراق تلمبه میكنند ، كه در آنجا سوخت میسوزد (در واقع منفجر میشود). گازهای حاصل از راه شیپوره با سرعت زیادی خارج میشوند. و مقدار نیروی پیشرانش موشك ، از طریق زیاد یا كم كردن میزان سوخت و اكسیدكننده ورودی به محفظه احتراق ، كنترل میشود.
آلمانی در جنگ جهانی دوم ، نفت سفید و اكسیژن بود. امروزه V۲سوخت موشكهای اولیه ، از جمله در موشك هیدرازین (یكی دیگر از هیدروكربنهای مایع) یا سوختهای سرمازا _ از قبیل هیدروژن مایع و اكسیژن مایع_استفاده میكنند.
هیدرازین یك سوخت هایپرگولیك است ، یعنی در صورت وجود اكسیدكنندهای مانند دینیتروژن تتروكسید به طور خودبهخودی محترق (منفجر) میشود. بازده هیدرازین در حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد كمتر از سوختهای سرمازا است ، اما كاربرد آن سادهتر و مطمئنتر است.
سوختهای سرمازا را برای اینكه مایع باقی بمانند ، باید تا دمای پایینی سرد كنند. بنابراین موتور باید سیستم پیچیدهای از لولهها برای عبور سوخت سرد شده داشته باشد. این سوختها نیز به یك محترق كننده نیاز دارند.
درست در طی پرتاب موشك است كه سوختهای سرمازا برتری خود را نشان میدهند ، یعنی زمانی كه حداكثر بازده ممكن برای بلند كردن موشك و بارهای آن از زمین لازم است. برای پرتاب موشكهای متوالی در مدار (مثلاً به منظور قرار دادن ماهواره در مداری با ارتفاع معین) ، موتور ساده هیدرازینی انتخاب بهتری است. برای مثال ماهوارههایی كه در مدار ژئوسنكرون حركت میكنند ، موتورهای هیدرازینی كوچكی دارند كه هر از گاهی روشن میشوند تا مسیر ماهواره را تصحیح كرده و آن را در موقعیت درست حفظ كنند.
H۱ به رغم پیچیدگی موتورهایی كه با سوختهای سرمازا كار میكنند ، ژاپن موتوری از این نوع برای موشكهای خودش را در سال ۱۹۹۸ساخته است.

مقدمه
پاکستان با جمعیتی نزدیک به 120 میلیون نفر از کشورهای پر جمعیت اسیا به شما میرود.این کشور همواره درگیر رقابت دیرینه ای با هند بوده است که علاوه بر اختلافات مرزی ناشی از مساله کشمیر ریشه های عمیق تاریخی و مذهبی دارد.به گونه ای که از زمان استقلال و خارج شدن از یوغ استعمار انگلستان در طی نیم قرن گزشته این دو کشور سه جنگ را پشت سر گزاشتهاندو ادامه تنش بین انها گاه تا حدی اوج می گیرد که مشابه چند سال پیش به یک بحران هسته ای بدل می شود.ابزاراین رقابت در چند دهه اخیر تسلیحات موشکی با قابلیت حمل سر جنگی هسته ای بوده است.اما مقیاس سرمایه گزاری در این رقابت برای دو کشور متفاوت است.
در حالی که هند برنامه گسترده موشکی خود را برای ایجاد بازدارندگی در مقابل کشورهای بزرگی همچون چین به پیش می برد و در صدد به وجود اوردن یک توان نظامی موثر بر معادلات منطقه ای و فرا منطقه ای است تمام تلاش پاکستان معطوف به ایجاد قابلیت موشکی و هسته ای برای ثابت نگه داشتن توان مقابله به مثل و ایجاد بازدارندگی در مقابل هند است.ان چه مسلم است همسایگی کشوری همچون چین شرایط امنیتی ویژهای را برای هند به وجود اورده که قابل مقایسه با پاکستان نیست اما همین شرایط نیست در حد خود توان زیادی را از پاکستان صرف کرده و می کند.در شرایط کنونی وسعت برنامه های موشکی اسلام اباد نشان از تلاش گسترده برای ایجاد بازدارندگی همه جانبه در مقابل هند دارد به گونه ای که هم اکنون این کشور توان زیر اتش قرار دادن بخش وسیعی از سرزمین هند را داراست.این توانایی از دو طریق حاصل شده است:قابلیت هسته ای هوا÷ایه و استفاده از طیف گسترده ای از موشکهای بالستیک کوتاه برد و میان برد سوخت جامد و سوخت مایع.
هواپیماهای جنگنده F-16 تحویل شده از طرف امریکا در طی دهه 1980 را می توان اولین سامانه افندی هستا ای پاکستان در نظر گرفت.این هواپیماها نسبتبه موشک های پاکستان عملیاتی تر هستند.زیرا دارای برد بیشتر و قابلیت حمل بمب های بزرگتری می باشند.اما این موضوع مانع از تلاش های پاکستان در توسعه موشک های بالستیک نشده است.سه دلیل عمده برای این موضوع وجود دارد:
1) نخست انکه تا این اواخر به علت سیاستها و طحریم های نظامی گذشته امریکا که با هدف متوقف کردن برنامه هسته ای پاکستان انجام می گرفت پاکستان امکان توسعه ناوگان هواپیماهای پیشرفته خود را نداشت در حالی مه هند به اخرین دستاورد های محصولات نظامی روسیه بهویژه هواپیماهای پیشرفته دسترسی داشته است.در واقع اگر چه هم اکنون پاکستان به عنوان متحد امریکا در منطقه به شمار میرود و بخش عمده ای از تحریم های نظامی گذشته برداشته شده است اما تردید سیاسنت مداران پاکستان نسبت به سیاست ها و عملکرد امریکا در منطقه مانع از دست کشیدن ان ها از سیاست موشکیشان می شود
2) دوم انکه اقتصاد پاکستان توان تحمل فشارهای اقتصادی خرید هواپیماهای پیشرفته امریکایی و حتی اروپایی را ندارد.این موضوع مانع از گسترش و نوسازی این ناوگان می شود.ازسوی دیگر در اواخر دهه 1990 بویژ پس از ازمایش های ماه می 1998 هند و پاکستان فشارهای امریکا با شرایط ناپایدار سیاسی پاکستان همراه گردید به گونه ای که مانع از دست یابی پاکستان به فناوری های نوین بویژه در بخش هواپایه شد.
3)سوم و در نهایت انکه پیشرفت هند در توسعه پدافند هوایی توان هوایی پاکستان را به شدت به چالش کشیده است.
بنابراین تنها رویکرد پاکستان را می توان در گسترش توان موشکی دید که تا کنون هند دفاعی در مقابل ان نداشته است.مگر انکه این کشور امکان دسترسی به سامانه موشکی پاتریوت را از طرف امریکا کسب نماید که در ان صورت پاکستان با بحران در سناریوی امنیتی خود مواجه خواهد شد.
2)اغاز برنامه توسعه موشکی
اغاز برنامه موشکی پاکستان به عنوان بخشی از تلاش برای توسعه قابلیت برخورد هسته ای علیه هند به اوایل دهه 1980 باز می گردد.پاکستان در این زمان فاقد منابع فنی زیر ساخت های صنعتی و سرمایه انسانی موردنیاز برای توسعه فناوری موشکی بود.پس از تلاش ناموفق اولیه در دهه 1980 برای توسعه موشک های بالستیک کوتاه برد سوخت جامد-که مبتنی بر فناوری به دست امده ازفرانسه بود-این کشور نگاه خود را به سمت شرق و به کشورهای چین و کره شمالی برگرداند.
با کمک این دو کشور از اواخر دهه 1980 و اوایل دهه 1990 پاکستان برنامه موشکیش را هم در بخش سوخت جامد و هم دذ بخش سوخت مایع توسعه داد.نقش چین در انتقال فناوری موشکی به پاکستان ناشی از رقابت منطقه ای این کشور با هند بود.اما تنها انتقال فناوری قابلیت مورده نیاز را برای پاکستان ایجاد نمیکند بلکه توانایی جذب این فناوری نیز اهمیت بسزایی دارد.از نگاه کارشناسان توانایی جذب فناوری و گسترش موشک های سوخت جامد و سوخت مایع ناشی از رقابت بین دو مرکز تحقیقاتی اصلی پاکستان:کمیسیون انرژی اتمی و ازمایشگاه تحقیقاتی خان است.
3)توانمندی موشکی پاکستان
3-1 موشک های سوخت جامد:اگرچه ناوگان موشکی فعلی پاکستان به موشک های بالستیک کوتاهبرد محدود شده است اما مجتمع دفاع ملی و ازمایشگاه تحقیقاتی خان در زمینه موشک های بالستیک میانبرد نیز فعال هستند.کارشناسان توسعه ی بومی موشکی پاکستان را با ایجاد شبکه های پیچیده تامین قطعات و موارد مورده نیاز(با ویژگی کاربرد دو گانه)از دیگر کشورها مربوط میدانند.پاکستان علاوه بر توسعه موشکی به فناوری ساخت سر جنگی هستهای(برای نصب روی موشک)دست یافته است.حتی برخی گزارشها پا را فراتر نهاده و توانمندی پاکستان در این زمینه را بیش از هند ارزیابی میکند.
همانطورکه پیش از این گفته شد پاکستان تلاش برای ساخت موشک بالستیک با فناوری بومی را در اوایل دهه 1980 با برنامه موشکی حتف-1 اغاز کرد.حتف-1 یک موشک سوخت جامد یک مرحله ای با برد 60 تا 80 کیلومتر و قابلیت حمل سر جنگی به وزن 500 کیلوگرم است.با کاهش وزن سرجنگی به حدود 100 کیل.گرم میتوان برد موشک را تا 350 کیلومتر افزایش داد.موشک حتف-1 به وزن 5/1 تن و طول 6 متر و قطر 66/0 متر در حدود سال 1995 عملیاتی شد.کارشناسان باور دارند که این موشک منشا فناوری فرانسوی داشته و از روی راکت های دراگن و دافین ساخته شده است.این راکت ها و فناوری ان در اواسط دهه 1980 به پاکستان منتقل شد.نمونه بعدی این موشک با نام حتف-1آ در فوریه سال 2000 ازمایش شد که دارای برد 100 کیلومتر است.
توسعه موشک حتف-1 به موشک حتف-2 انجامید که با نام ابدالی نیز شناخته می شود.این موشک-مه در مارس 2003 ازمایش شد-بک موشک سوخت جامد دو مرحله ای به ووزن 5/5 تن است که دارای برد 290 تا 300 کیلومتر است و قابلیت حمل سر جنگی 500 کیلوگرمی است.موشک از موتور حتف-1 به عنوان رانش مرحله اول و بک موتور جدید برای رانش مرحله دوم بهره می برد.
تمام نمونه های موشک حتف قادر به حمل سر جنگی های متعارف با شدت انفجار بالا می باشد.این موشک ها از هدایت اینرسی بهره میبرند اما برخی از کارشناسان بر این عقیده اند که این موشک ها فاقد سامانه هدایت بوده و تنها راکت های برد بلند هستند.
اگرچه موشک حتف-1 در سال 1992 و حتف-2 در اواسط دهه ی 1990 عملیاتی شدند اما گزارشاتی مبنی بر تولید انبوه این موشک ها منتشر نشده است.دلیل عمده ی این موضوع در دقت و برد این موشکهاست که سیاست مداران پاکستانی را به خرید موشک هایی با برد و دقت بیشتر از کشور های خارجی می کند.
موشک چینی ام-11 که در پاکستان با نام حتف-3 یا غزنوی شناخته می شود به همین دلیل و با هدف تقویت قابلیت موشکی صورت گرفت.موشک ام-11 یک موشک سوخت جامد کوتاه برد است که توسعه ان در اواسط دهه 1980 میلادی اغازشد و دارای برد 280 کیلومتر و قابلیت حمل سر جنگی به وزن 800 کیلو گرم است با کاهش وزن سر جنگی به 500 کیلوگرم برد این موشک به 300 کیلومتر قابل افزایش است.پاکستان در اواخر دهه 1980 تعدادی از این موشک ها را از چین تحویل گرفت.هن اکنون قطعات این موشک در کشور پاکستان مونتاژ می شود.پاکستان ازمایش پرتاب موشک حتف را در اکتبر سال 2003 انجام داد و پس از ان تحویل ارتش پاکستان شد.
هم چنین کارشناسان معتقدند که پاکستان علاوه بر موشک ام-11 در اواسط دهه 1990 تعداد نامشخصی موشک بالستیک ام-9 از چین تحویل گرفته و خط تولید ان نیز به پاکستان منتقل شده است.این موشک در پاکستان با نام حتف-4 یا شاهین1 شناخته می شود که دارای برد 800 کبلومتر است و در ژولای 1997 نخستین ازمایش ان انجام شد.موشک ام-9 یک موشک تک مرحله ای سوخت جامد است که دارای برد 600 کیلومتر و قابلیت حمل سر جنگی به وزن 500 کیلوگرم است که با کاهش وزن سر جنگی امکان افزایش برد موشک تا 800 کیلومتر نیز ممکن می گردد.پاکستان در رقابت هسته ای با هند ادعا کرده که این موشک قابلیت حمل کلاهک هسته ای را داراست.این موشک در مارس 2003 ب ارتش پاکستان تحویل شد.
اما توسعه موشکی پاکستان به این موشک ها محدود نشد.موشک شاهین-2 موشکی با برد بین 700 تا 2500 کیلومتر است که اطلاعات زیل=ادی در باره ان منتشر نشده است.این موشک دارای سوخت جامد و دو مرحله ای بوده و قابلیت جابجایی توسط خودرو را داراست.این موشک نیز نمونه دو مرحله ای موشک چینی ام-9 یا در واقع نمونه موشک ام-18 است.موشک ام-18 موشک دو مرحله ای با برد 1000 کیلومتر و قابلیت حمل سر جنگی به وزن 400 تا 500 کیلوگرم است.ازمایش پرواز ان در مارس سال 2004 انجام شد که موشک به برد 1800 کیلومتر رسید
3-2-موشک های سوخت مایع:
پاکستان علاوه ر حرکت به سمت تامین و تولید موشک های سوخت جامد تلاش گسترده ای نیز برای تولید موشک های سوخت مایع انجام داده است.قدرت رانش بیشتر سوخت مایع امکان برد بیشتر را فراهم می سازد که در عمل با رانش سوخت جامد در شرایط کنونی دست یافتنی نیست.شروع برنامه موشک بالستیک سوخت مایع پاکستان توسط ازمایشگاه تحقیقاتی خان و همکاری نزدیک با کره شمالی به اوایل دهه 1990 باز می گردد.هدف این برنامه در ابتدا خرید موشک نودونگ و در مرحله بعد انتقال فناوری ان به پاکستان بود.حاصل ین توافق معرفی موشک غوری است که در پاییز سال 1997 ازمایش شد.لازم به ذکر است موشک نودونگ دارای فناوری روسی و بر گرفته از موشک ار-17 است.این موشک دارای برد بین 800 تا 1500 کیلومتر بوده و قابلیت حمل سر جنگی به وزن 700 تا 1300 کیلوگرم را داراست.نودونگ موشک بالستیک با قابلیت حمل سر جنگی هسته ای است.اما مشخص نیست که ازمایشگاه خان این نوع سر جنگی را روی این موشک در پاکستان نسب کرده است یا نه.منابع خبری از داشتن بین 12 تا 25 موشک از این نوع در پاکستان خبر می دهند.موشک غوری پاکستان که برنامه توسعه ان در سال 1993 اغاز شد و در اوریل 1998 مورد ازمایش قرار گرفتدارای برد 1500 کیلومتر و ظرفیت حمل سر جنگی به وزن700 کیلوگرم است.این موشک ظاهرا از سال 2000 به خدمت ارتش پاکستان در امده است.ازمایشگاه خان طرح هایی را برای نمونه های با برد بیشتر موشک غوری با نام غوری-2 و غوری-3 دارد.از این رو طراحی یک موتور پر قدرت تر را برای این نمونه از موشک ها در برنامه کاری خود دارد.ادعا شده که موشک غوری-2 دارای برد 2000 تا 2300 کیلومتر و ظرفیت حمل سر جنگی به وزن 1000 کیلو گرم است.موشک غوری-3 دارای برد 3000 تا 500 کیلومتر ست که هیچ گزارش تایید شده ای درباره توسعه و ازمایش این موشک رائه نشده است
4)وضعیت عملیاتی موشک های پاکستان
در طیف مختلف موشک های بالستیک موجود در ارتش پاکستان موشک های حتف-1 و 2 به طور کامل عملیاتی هستند.اما شواهد از عدم ادامه خط تولید ان ها حکایت دارد.مهم ترین دلیل این موضوع برد کم این موشک ها و خارج از تیرس بودن شهر های مهم هند از برد این موشک هاست.از انجایی که هرگونه فعالیت نظامی پاکستان در مرز هند(به منظور نصب تجهیزات این موشک ها)از نگاه هند دور نمی ماند و این تایسات را در معرض اسیب پذیری شدید ناشی از شناسایی و انهدام قرار می دهد بنا براین موشک هایی برای پاکستان دارای ارزش نظامی هستند که جنبه ی غافل گیری را برای ارتش این کشور حفظ نموده و از عمق خاک پاکستان قابلیت انهدام اهداف را در هند داشته باشد.
با افزایش برد موشک انچه که برای سامانه موشک اهمیت پیدا می کند دقت سامانه هدایت است که در نمونه های اولیه موشک های حتف این مورد دیده منی شود.در واقع نمونه های اولیه موشک حتف بیشتر راکت های برد بلند هستند تا موشک هایی با قابلیت هدایت.بنابر این این موشک ها در عمل دارای قابلیت ایجاد بازدارندگی بویژه بازدارندگی هسته ای در مقابل هند نبوده و از این رو به عنوان یک توان نظامی تاثیر گزار شناخته نمی شود.جهت گیری به سمت موشک های ام-9 و ام-11 چین و عدم توسعه برنامه موشکی حتف-2 و حتی رها کردن این برنامه ناشی از همین موضوع است.بنابر این اگر چه موشک حتف-2 در مارس 2003 مجددا ازمایش شد اما بر اساس نظر کارشناسان این ازمایش بیشتر جنبه سیاسی داشت وگرنه برد ناکافی و نداشتن قابلیت حمل سر جنگی هسته ای مانع از شناسایی این سامانه به عنوان یک موشک تاثیر گزار و راهبردی در رقابت هند و پاکستان می گردد.بر این اساس عملیاتی شدن سریع موشک های بالستیک غزنوی(ام-11)و شاهین(ام-9)را می توان ناشی از همین نیاز دانست.سرمایه گزاری زیاد پاکستان بر روی این نوع از موشک های چینی کوتاه برد به منظور قابلیت حمل سر جنگی هسته ای را می توان طبیعی ارزیابی نمود.ان چه امکان دسترسی پاکستان به این نوع موشک ها,موشک های با برد بیشتر,فناوری ان ها و حتی در یک گام جلوتر فناوری تولید و نصب کلاهک هسته ای بر روی این موشک ها را فراهم ساخته است رقابت دیرینه ی هند و چین است.
5)نتیجه گیری
قدرت گرفتن پاکستان توان تسلیحاتی هند را به چالش طلبیده و در عمل همان گونه که تا کنون رخ داده موجب سرمایه کذاری بیشتر هند در زمینه های نظامی می شود.این موضوع رقابت تسلیحاتی در اسیا را تا حد زیادی افزایش می دهد که اولین نتیجه ان به چالش کشیده شدن توان نظامی چین و تضعیف هیبت قدرت نظامی این کشور است.این موضوع تشدید فعالیت های نظامی چین را به دنبال خواهد داشت.علاوه بر این مونازعه دو کشور هسته ای در قلب اسیا با روشن بودن اتش اختلافات مرزی و قومی این منطقه را به کانون بحران های بین المللی دردسر ساز تبدیل می سازد که این موضوع در راستای سیاسهای امریکاست.به بیان دیگر می توان گفت بخشی از رقابت موجود در هند و پاکستان ناشی از تحریکات امریکاست به گونه ای که این کشور ه تنها در پی حل مساله نه چندان پیچیده کشمیر نیست بلکه وجود ان را نیز در راستای سیاست های منطقه ای خود ارزیابی می کند تا از این طریق به گونه ای اقتصاد چین را تحت فشار قرار داده و مانع از جهانگرایی سیاست های چین شود.هم چنین این رقابت مانع از همگرایی های جدید منطقه ای و شکل گیری پیمان های جدید می شود.ممانعت از تشکیل مثلث قدرتمند هند چین و رئسیه که وزنه سنگینی در منطقه و جهان ایجاد می کند و مانع اصلی پیشبرد سیاست های امریکا در منطقه و جهان است از اهداف اصلی امریکاست.رقابت هند و پاکستان و مساله کشمیر همان دامی است که هند و بویژه پاکستان-که توان اقتصادی کمتری دارد-سالهاست در ان گرفتارند.
---------------------------------------------------------------------------------------------

